چه بسیار سالیانی که از سال 61 هق تاکنون آمدند و رفتند، ولی محرم همچنان با نام سیدالشهداء(ع) زنده است و حرارتی در دل عشاق حسینی وجود دارد که با حضور محرم، دیگربار، شعلهور میشودو هرگز خاموشی نخواهید گردید.
سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، با ادای احترام به مقام شامخ شهدای کربلا و اصحاب سیدالشهداء(ع) تلاش می کند، بخشی از زندگینامه آنان را در طول ماه محرم تقدیم کند.
* اسلم بن عمرو غلام حسين بن علي(ع)
أسلم از خدمتگزاران حضرت حسين (عليه السلام) بود [1]، پدرش تُرک بوده و پسر او که عبد مُکاتب [2] بود، اسلام آورد.
نقل شده است که وی قاری قرآن ، دانای به زبان عربی و در مواقعی کاتب امام حسین ( علیه السلام ) بوده است هنگام هجرت امام حسین از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا همراه آن حضرت بود. [3]
مورخين و ارباب مقاتل مي نويسند: اسلم به ميدان جنگ رفت و اين رجز را مي خواند:
* بهترین امیر
اميري حسين، و نعم الأمير
سرور فؤاد البشير النذير [4]
امير من حسين است و چه نيکو اميري است او مايه سرور و شادي قلب پيامبر بشارت دهنده و ترساننده مي باشد.
او پس از رجز خواني جنگيد تا اين که به شهادت رسيد، وقتي که روي زمين افتاد حسين (ع) به بالينش رسيد در حالي که، هنوز رمقي داشت ديد به حضرت اشاره مي کند حسين (ع) او را در آغوش گرفت و صورت بصورتش گذاشت او لبخند زد و با خوشنودی گفت: کيست مثل من؟ در صورتي که حسين (ع) صورت به صورتم گذاشته است، آن گاه روح از بدنش پرواز کرد روحش شاد باد! [5]
* انس بن حارث اسدي کاهلي [6]
انس بن حارث بن نبيه بن كاهل بن عمرو بن صعب بن اسد بن خزيمه[7] از بزرگان صحابه است، رسول خدا (ص) را درک کرده و در جنگ های بدر و حنین شرکت داشته است [8] و از آن حضرت حديث شنيده است، از جمله احاديثي را که شنيده و نقل کرده است و گروه زيادي از عامه و خاصه نیز از او روايت کرده اند اين حديث مي باشد که میگويد: شنيدم رسول خدا (ص) در حالي که حسين (ع) را در آغوش گرفته بود مي فرمود: «اين پسرم در سرزميني از کشور عراق شهيد خواهد شد، آگاه باشيد هر که آن لحظه را درک کرد و حضور داشت او را ياري نمايد».
جزري در «اُسد الغابه» و ابن حجر در کتاب الاصابة و ديگران اين حديث را نقل کردهاند.
انس بن حارث هنگامي که حضرت حسين (ع) را در عراق مشاهده کرد به حضور آن حضرت رسيد و او را ياري کرد تا به شهادت رسيد.
* حضور شبانه در صحرای کربلا
جزري گويد «انس» در شمار کوفيان است که هنگام ورود امام حسين (ع) به کربلا نزد حضرت آمده و به علت خفقان و حکومت انفعالی ویژه، شبانه با جمعي از کساني که ]در روز عاشورا[ به شهادت رسيدند، به محضر حسين (ع) آمدند.
مورخين مي نويسند: وقتي نوبت مبارزه انس بن حارث شد از حضرت اجازه جنگ خواست، حضرت اجازه داد. انس که پيرمردي کهنسال بود به ميدان رفت و رجز خواند:
سپس جنگيد تا به فيض شهادت نائل آمد، رضي الله عنه.
کميت بن زياد اسدي از عرای بنام اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در قصيده اش به حبيب بن مظاهر و انس بن حارث اشاره نموده است.[9]
عاشورا در کلام حكيم سنايي غزنوي(شعر)
* لعنالله یزیداً و علی آل یزید
حكيم سنايي غزنوي از شاعران تواناي ايراني است كه مُبدع بيان مسائل فلسفي و اخلاقي در شعر است . او پس از مدح بهرام شاه غزنوي به عرفان روي آورد و از جهان وجهانيان دست شست ، چنان كه بهرام شاه مي خواست خواهر خود را به ازدواج با او ترغيب كند، ولي او نپذيرفت . سنايي تا پايان عمر پس از بازگشت از سفر حج در غزنين زندگي را در عزلت و گوشه نشيني گذراند. از آثار او مي توان به حديقه الحقيقه ، طريق التحقيق ،كارنامه بلخ و... اشاره كرد. مرثيه ذيل از كتاب حديقه الحقيقه انتخاب شده است :
حَبَّذا كربلا و آن تعظيم
كزبهشت آورد به خلق نسيم
و آن تن سر بريده در گل و خاك
و آن غريوان به تيغ دل ها چاك
و آن گزين همه جهان، كشته
در گل خون تنش بياغشته
و آن چنان ظالمان بدكردار
كرده بر ظلم خويشتن اصرار
حرمت دين و خاندان رسول
جمله بر داشته زجهل و مقتول
تيغ ها لعل گون ز خون حسين
چه بود در جهان بَتَر زين شين
كرده آل زياد و شمر لعين
ابتداي چنين بته در دين
حسن از زخم كرده سينه كبود
زينب از ديده ها برانده دو رود
من نيم دوستدار شمر و يزيد
زان قبيله منم به عهد بعيد
هر كه راضي شود به بد كردن
لعنتش طوق باشد در گردن
داستان پسر هند مگر نشينيدي
كه از او وسه كَس او به پيمبر چه رسيد
پدر او دُر دندان پيمبر بشكست
مادر او جگر عمر پيمبر بمكيد
او به ناحق ، حق داماد پيمبر بستد
پسر او سر فرزند پيمبر ببريد
ار چنين قوم تو لعنت نكني شرمت باد
لعن الله يزيداً و علي آل يزيد
[1] - برخی او را غلام جنادة بن حارث سلمانی و ابن شهر آشوب وی را از آن حر دانسته است « تسمیة من قتل ش 69 ؛ مناقب آل ابی طالب ج 4 ص 113»
[2] - مکاتب، برده اي است که با مولاي خود قرار کتبي منعقد مي سازد تا پس از چندي از بردگي آزاد گردد.
[3] - تنقیح المقال ج 1 ص 125 ؛ ابصار العین ص 95-96
[4] - ابصار العین ص 95-96
[5] - مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 28 ؛ بحار اوار ج 45 ص 30 ؛ عوالم العلوم ج 17 ص 273 ؛ فرهنگ عاشورا ص 49
[6] - کاهل طائفه و شاخه اي از قبيله اسد بن خزيمه است.
[7] - ابصار العین ص 99
[8] - تنقیح المقال ج 1 ص 154 ؛ مقتل الحسین ، مقزم ج 2 ص 253 ؛ ذخیرة الدارین ص 209
[9] - کمیت شاعر مشهور عرب در سوگ وی و حبیب بن مظاهر چنین سروده است :
سوی عصبة فیهم حبیب معفر
قضی نحبه و الکاهلی مرمل « ابصار العین ص 100 »










نظر شما